پل استر (Auster, Paul)
ترجمهی خجسته کیهان
271 صفحه
نشر افق
چاپ دوم، 1386
3500 تومان
عالی. دارم فکر میکنم که میزان علاقهی من به داستان و اینا تا حد زیادی وابسته به اینه اون کتاب تا چه حد میتونه من رو از واقعیت غافل کنه... داستان تو نیویورک میگذره و در طول چند روز از سال 1982. با همون فضای عجیب استر...
چیزی که در مورد کتابای استر خیلی خودشو نشون میده قصهس. کتاباش به طرز کمنظیری پرقصهس. تو 100 صفحه اندازهی 300 صفحه قصه تعریف میکنه. قصه تو قصه میآره و چیزایی که آدم انتظارشو نداره... اگه جزئیاتو میآورد حجم رماناش خیلی زیاد میشد... پستمدرنه دیگه... ربطی داره؟
دیگه این که استر خیلی قشنگ مینویسه. یعنی این فقط نحوهی چینش شخصیتا و وقایع نیست که آدمو جذب میکنه، نثرش خود به خود گیراست.
یه چیزی میخوام بنویسم که نه پایهی درستی داره و نه به درد شما میخوره اما دوست دارم بهش اشاره کنم. سهشنبه غروب وارد کتابفروشی شدم بی این که بدونم چی میخوام بخرم. میتونستم صد تا کتاب بخرم. از مارکز، از رولفو یا بوتزاتی یا کالوینو یا هرکس دیگهای. اما این کتابو که دیدم فهمیدم باید اینو بخرم. منظورم اینه که وقتی دیدم به ظاهرش بهم گفت چیزیه که الان میخوام و راست میگفت.
پشت جلد را نخوانید. نمیدانم کار کدام انسان کماطلاعیست این پشت جلدهای افق.
حتماً عکسهایش را دیدهای، اما عکسها به تو نمیگوید آنجا چه خبر بود. باید خودت باشی و ببینی، باید باشی و آن را با دستهایت لمس کنی. این بلاها را آدمها سر آدمها آورده بودند، آن هم با وجدان راحت. این پایان بشریت بود آقای خوشکفش. خداوند از ما روی گرداند و جهان را برای همیشه ترک کرد. و من در آنجا شاهد بودم.
- این کتاب در "کتابهای عامهپسند"
- این کتاب در "جن و پری"
+ برچسب: پل استر