ژاک قضا و دری و اربابش
دنی دیدهرو (Diderot, Denis)
ترجمهی مینو مشیری
358 صفحه
فرهنگ نشر نو
چاپ دوم، 1387
7300 تومان
احتمالاً میدونید که کتاب کلاسیکیه در حد دنکیشوت و خیلی دیر ترجمه شده و نویسندهش سرپرست اون دائرةالمعارف معروف عصر روشنگری بوده و اینا. کتاب خیلی خوشخونیه با توجه به کلاسیک بودنش. روشش قصه تو قصه آوردنه و گمونم قراره شخصیت ژاک بار زیادی داشته باشه تو رمان. ولی راستش من خیلی متوجه ظرافت شخصیتش نشدم اونطور که میگن هست. انگار قراره روشنفکر رند باشه یا چیزی شبیه این. برای من بیشتر یه آدم بامزهی از زرنگ جلوه کرد.خدا منو ببخشه.
هان اونطور که تو مقدمه اومده بهش میگن ضدرمان. خودش تو متن مرتب اشاره میکنه. خواننده رو مخاطب قرار میده و میگه اگه این رمان بود، میتونستم فلان واقعه رو پیش بیارم و با فلان قضیه بذارمت سر کار، ولی این کارو نمیکنم. یا اینکه میخواین فعلاً اینجا رو ول کنیم، بریم سراغ فلانی... خوبه این کاراشم... بعد گویا پر از تلمیحایی هم هست که فقط به مقدار کمیش خودش تصریح میکنه یا مترجم پانویس نوشته. و انگار بار این اشارههای فلسفی و تاریخیش خیلی سنگینه ولی گمونم یه اهمیتشم تو گرفتن اصالت از قصه باشه. که بعداً تو کارای کوندرام فرم دیگهایشو میشه دید...
قاعده: اگر کتاب را خواندهاید، «مطلب کامل» را ببینید.