لاتاری، چخوف و داستانهای دیگر
شرلی جکسن (Jackson, Shirley) و دیگران
ترجمهی جعفر مدرسصادقی
183 صفحه
نشر مرکز
چاپ چهارم، 1386
2700 تومان
هفت تا داستانه که لیستش رو میتونید تو پست پالپ ببینید. داستانها همهشون خوبن. فقط یکیشون تقریباً مبتنی بر غافلگیری بود و من وسطای داستان آخرشو حدس زدم... ولی بازم همهی لطفشو از دست نداد. غیر از داستان خود کارور، تأثیر کارور تو چند تا دیگه هم معلومه... خود مدرسصادقی هم گفته... کلاً کسی مث کارور رو همه کمابیش تأثیر میذاره... منظورم اینه که سیامک گلشیری حق داره...
دو تا مقدمه داره که رو هم بیست صفحهای میشه. دربارهی نویسندهها توضیح داده. حواسش بوده که چیزی از داستانا رو لو نده. با این همه بذارین آخرش بخونین چیزی از دست نمیدین. تازه فوایدی هم داره... تو پیوست هم شش تا مقالهس. یکی دربارهی شرلی جکسنه و طبیعتاً دربارهی لاتاری. چون کلاً یه داستان مهم تو زندگیش نوشته. یکی در مورد کاروره، و چهارتای دیگه که کوتاهن دربارهی نوشتن و زیر و بمش و این حرفا.
در مورد لاتاری. خوب بود. درواقع... من وقتی داستانو خوندم کاملاً متوجه مسأله نشدم... چی بگم که لو نره... به هر حال مقاله رو که خوندم تازه افتاد... نمیدونم تقصیر مترجمه یا خودم...
ترجمه هم سرجمع خوبه. بخونید. خوبه.
نمیتواند باور کند که آن دو تا احمق واقعاً رفتهاند توی اتاقک. محض خنده رفتهاند. برای سرگرمی. این هم نشان میدهد که آنها چقدر خنگند، چون همه میدانند که با طالعبینها نمیشود شوخی کرد. نمیشود پیشبینی کرد که طالعبین چه خواهد گفت، ولی وقتی گفت، به هیچ ترتیبی نمیشود جلوی آن اتفاق را گرفت. همین که شنیدی چه چیز در انتظار توست، دیگر در انتظارت نیست، همین جا پیش توست. در خانهات را چه به روی آینده باز کنی، چه به روی یک قاتل- هیچ فرقی نمیکند.
قاعده: اگر کتاب را خواندهاید، «مطلب کامل» را ببینید.