سنگر و قمقمه‌های خالی

بهرام صادقی
432 صفحه
کتاب زمان
چاپ دوم، 1388
7000 تومان
با اقتدار، بدچاپ‌ترین کتاب کتابخونه‌ی منه. طرح جلدی که واقعاً وجود نداره. این مدتم تو کیفم بود رنگش جلدش رفت. کاغذش حتی زرد نیست، رنگ کاغذ روزنامه‌س. و اگه دستت یه کم رو نوشته‌هاش ثابت بمونه جوهرش کشیده می‌شه.
چون داستانا به ترتیب تاریخ نگارش مرتب شده‌ن، با کمی اغماض می‌تونم بگم سیر کلی داستان‌نویسی بهرام صادقی درواقع دور شدن تدریجی اون از سلیقه‌ی داستان مورد علاقه‌ی منه. اولین داستانو که خوندم با خودم گفتم ایول چه خوب. خیلی همینگویی. بعدش بزور یکی دو تا داستان نزدیک به اون داشت فقط. یه مقدار زیادی از داستاناش هجو زندگی آدمای رقت‌بار و ملال‌آوره. خوبه... ولی شاهکار نیست... تازه گاهی انقد کش ميده قضیه رو که خود داستانم ملال‌آور می‌شه. خیلی‌ام به پیشرفت ظاهری اون دوره گیر می ده. الکی مدرن شدن و بحثای که بی‌معنی و... بعضی از داستانارم واقعاً نفهمیدم. بعد دیگه می‌تونم بگم که... «بهرام صادقی نویسنده‌ای تجربه‌گر است، اما اشکال از آنجا آغاز می‌شود که تجربه‌گری را با باحال‌بازی می‌آمیزد.» مثلاً می‌گه دیگه زیاد حرف نزنیم شخصیتمون منتظر شه. یا شخصیتمون نمی‌دونه که با این کارش داستان آقای صادقی رو ناتورالیستی می‌کنه، یا اسم شخصیتاشو می‌ذاره ددت و این چه‌کنم‌خیلی‌خفن‌باشم‌بازیا...
کل این پست نظر شخصی است.

- این کتاب در "Menu"

ملکوت

بهرام صادقی
112 صفحه
نشر کتاب زمان
چاپ هشتم، 1386
4000 تومان (؟)
برچسب قیمتشو کنده‌م ولی همین بود گمونم. شایدم سه تومن. غلط تایپی، طرح جلد بد، کاغذ زرد، قیمت دوبرابر حد معمول. عالی.
از خود کتابم خوشم نیومد. این‌طوری شروع می‌شه که آقای مودّتو جن می‌گیره. بعد همین‌طوری خونسرد ادامه می‌ده تعریف کردن اتفاقای عجیب غریبو. یه جور... حضور چیزای ماورائی و ملکوتی تو دنیای عینی. مث «مرشد و مارگریتا». دست آخرم من واقعاً سر درنیاوردم منظورش چی بود. یه کمم یاد «همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوب‌ها» افتادم. از اونم خوشم نیومده بود. نهایت چیزی که می‌تونم بگم اینه که یه تصویر سیاهه از فنا و پیروزی شر و اینا که اونم خیلی بی‌مزه‌س. با توجه به شهرت کتاب احتمالاً من نفهمیده‌م.
فکر می‌کنم یه جمله از فصل آخر کتاب حذف شده ولی باقی فصل به تناسبش اصلاح نشده. اولش نوشته که براساس دست‌نوشت نویسنده اصلاح شده متن. ولی فک نکنم مال اون باشه. چون بعدش توی بقیه دیالوگا به این اشاره می‌شه. گمونم مال سانسور باشه.

ادامه نوشته