رقصی چنین...
محمد رضاییراد
۹۱ صفحه
نشر افراز
چاپ اول، ۱۳۸۸
۲۲۰۰ تومان
خب روراست بگم که خوشم نیومد. چون از همون اول اینی که میگم مشخص میشه، پس میگم که به نظرم نویسنده از این موقعیت که یه مرد پاش رو مین باشه و نتونه برش داره -اینم چیز تازهای نیست و همونطور که خودش گفته از جایی اقتباس کرده- خوشش اومده و بعد مونده که حالا با این مرد بدبخت چیکار کنه و همینطور الکی قضیه رو کش داده. یکی رو میبره، یکی رو میاره، البته یه بازیایی داره بین واقعیت و نمایش ولی دست آخرم معلوم نیست که... که چی؟ آخرش که چی؟ مگه اینکه فکر کنیم مسأله تقابل بین واقعیت جنگ با روایت رسمی و تبلیغاتیه که اونم به نظرم اصلن خوب در نیومده.
۹۱ صفحه
نشر افراز
چاپ اول، ۱۳۸۸
۲۲۰۰ تومان
خب روراست بگم که خوشم نیومد. چون از همون اول اینی که میگم مشخص میشه، پس میگم که به نظرم نویسنده از این موقعیت که یه مرد پاش رو مین باشه و نتونه برش داره -اینم چیز تازهای نیست و همونطور که خودش گفته از جایی اقتباس کرده- خوشش اومده و بعد مونده که حالا با این مرد بدبخت چیکار کنه و همینطور الکی قضیه رو کش داده. یکی رو میبره، یکی رو میاره، البته یه بازیایی داره بین واقعیت و نمایش ولی دست آخرم معلوم نیست که... که چی؟ آخرش که چی؟ مگه اینکه فکر کنیم مسأله تقابل بین واقعیت جنگ با روایت رسمی و تبلیغاتیه که اونم به نظرم اصلن خوب در نیومده.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۹/۲۷ ساعت 20:21 توسط محمد رضاییراد
|
قاعده: اگر کتاب را خواندهاید، «مطلب کامل» را ببینید.