تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران. سیمور پیشگفتار

جی. دی. سلینجر (Salinger, Jerome David)
ترجمه‌ی امید نیک‌فرجام
206 صفحه
انتشارات ققنوس
چاپ ینجم، 1386
240۰ تومان
چی می‌شه گفت؟ مث همیشه خیره‌کننده. دارم فکر می‌کنم که یه دلیل علاقه‌ی وافر نسل ما به سلینجر، این درونگرایی شخصیتاشه. یه طورایی نخبه‌گرایی... این جامعه‌گریزی ما رو ارضاء می‌کنه! توجیه می‌کنه... هر چند که بله خوشبختی اینه که با گلوی بریده ببینی زنی داره کوزه‌ی آب می‌بره و جناب سیمور به ساده‌دلی نیاز داره و این چیزا به طرز تحمل‌ناپذیری شادش می‌کنه، اما کاملاً یه دید از جایگاه بالاست. انگار سیر من الحق الی الخلق! دارم مزخرف می‌بافم؟
کتاب دو بخش داره. «تیرهای سقف...» بسیار روان و لذت‌بخشه. خیلی یادآور بخش زویی «فرنی و زویی». اما از زبان بادی و انگار بهتر. «سیمور: پیشگفتار» یه کم سخت‌خونه. حتی تو به کار بردن «داستان» براش باید یه کم احتیاط کرد. یه تک‌نگاری بلنده باز از زبان بادی درباره‌ی سیمور. با تیکه‌کلامای همیشگی و خاطره و حرفای فلسفه‌مانند و اینا. اینم خیلی خوب بود. یه مؤخره‌م داره که یه مقاله‌ی ترجمه‌شده‌س. مقاله‌ی خوبیه سرجمعش.

فرنی و زویی

جِی. دی. سلینجر  (Salinger, Jerome David)

ترجمه‌ی امید نیک‌فرجام

157 صفحه

انتشارات نیلا

چاپ سوم، 1385

2500 تومان

سلینجر خوندن منو سرشار می‌کنه... دقیقاً نمی‌دونم از چی... علاقه‌ای هم ندارم بفهمم.

تقسیم‌بندی آدما یا اصن همه چی به خوب و کودن یا قشنگ و عوضی یا چیزی نزدیک به این و این که اکثر آدما احمقن بازم تو این کتاب هست، ولی یه جوری با مسائل معنوی درهم شده که کاملاً فرق داره با «ناتور دشت» و «دلتنگی‌ها...». و اصن شاید درباره‌ی همینه کتاب...

قبلاً هم می‌‌دونستم که سلینجر استاد مسلم دیالوگ‌نویسیه اما این کتاب چون حجم خیلی زیادیش دیالوگه بیشتر به رخ می‌کشه این قضیه رو...

بله... احتمالاً می‌دونید که این کتاب یکی از کارای سلینجره که درباره‌ی خانواده‌ی «گلس»‍ه. دو تا از داستانای «دلتنگی‌ها...» هم درباره‌شون بود... و باز احتملاً می‌دونید که فیلم «پری» اقتباسی از این کتابه... (و کمی بقیه داستان‌های سلینجر درباره‌ی گلس‌ها) چیز خاصی ندارم که بگم جز این که عالی بود و حالا که اینو خوندم از خوندن «یادداشت‌های شخصی یک سرباز» پشیمون شدم. ضمن این که من نمی‌دونستم اون جزو کاراییه که خود سلینجر دیگه اجازه‌ی چاپشونو نمی ده... وگرنه از لحاظ وجدانی نمی‌خوندن اصن.

من از رقابت نمی‌ترسم. برعکس. نمی‌فهمی؟ من از این می‌ترسم که همیشه رقابت کنم – این منو می‌ترسونه. به خاطر همین دپارتمان تئاترو ول کردم. این که من شرطی شده‌مو ارزش‌های همه رو می‌پذیرم، از تشویق و تحسین خوشم می‌آد، و دوس دارم دیگرون در موردم به‌به و چه‌چه کنن، کارو درست نمی‌کنه. من از این شرمنده‌م، بیزارم. این که جرأت ندارم هیچ کس نباشم حالمو به هم می‌زنه...

یادداشت‌های شخصی یک سرباز

جِی. دی. سلینجر  (Salinger, Jerome David)
ترجمه‌ی علی شیعه علی
143 صفحه
انتشارات سبزان
چاپ دوم، 1386
2000 تومان
مجموعه‌ی ده تا داستان کوتاهه که سلینجر به‌مرور توی نشریات مختلف چاپ کرده. درواقع کارهای اولیه‌ی سلینجره که به ترتیب تاریخ مرتب شده‌ن. سلینجر از بین داستان‌های کوتاهش «دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم» رو انتخاب کرده و باید بگم که انتخاب خوبی داشته! داستاناش هیچ کدوم به اندازه‌ی اون شاهکارهای «دلتنگی‌ها...» (که حالا اگه ازم بپرسید حتماً عمو ویگیلی در کانه‌تیکت رو هم بهشون اضافه می‌کنم) منو تحت تأثیر قرار نداد. و اون نگاه کلی سلینجر و خصوصیات مشترک شخصیت‌هاشم قدری کمرنگ‌تره.
داستانا مث کارای دیگه‌ی سلینجر بیشتر از اون که داستان حادثه باشن، داستان موقعیتن. حتی جاهایی که حوادث زیاد یا غیر روتین تو داستان هست، تأکید روی اون نیست. یعنی... مسأله‌ی داستان اون حادثه نیست. برای همین پایان داستاناش اکثراً یه دیالوگ یا تصویره که ظاهراً کم‌اهمیت یا بی‌ربطه عمیقاً مهم و مربوط.
در کل داستاناش بد نبودن. فقط از دوتاش چندان خوشم نیومد: «می‌خوام قلقش بیاد دستم» و «قلب یک داستان تکه‌پاره»
ترجمه‌شم درکل خوبه.
«دسته‌ی مدال‌های بورک را از هم باز کردم و تک‌تک‌شان را روی زیرپوش سربازی‌ام زدم... حتی نمی‌دانستم باید روی سمت چپ سینه‌ام بزنم. درست وسط سینه‌ام زدم. بعد به آن‌ها نگاه کردم... بورک واقعاً می‌دانست چطور کارهای بزرگ بکند.»


-
این کتاب در «سودارو»

دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم

جِی. دی. سلینجر (Salinger, Jerome David)

ترجمه‌ی احمد گلشیری

263 صفحه

انتشارات ققنوس

چاپ هشتم، 1386

2800 تومان

اسم اصلی‌ش «نه داستان»‍ه و‍‌ به قول پشت جلد کتاب یکی از ده کتاب کلاسیک مدرن به حساب می‌آد. در کل خوب بود. از «تدی» خیلی خوشم نیومد و «پیش از جنگ با اسکیموها» رو هم نفهمیدم. «یک روز خوش برای موزماهی» و «تقدیم به ازمه با عشق و نکبت» و تا حدودی «مرد خندان» عالی بودن. بقیه‌شم خوبه.

چیزی که هست اینه که... چیزایی که تو یادداشت «لاتاری...» نوشتم الان کمی بی‌ربط به نظرم می‌آد. چون اینو که خوندم به نظرم رسید چیزی که من سبک شخصی کارور تصور می‌کردم تا حدودی سبک داستان‌نویسی امریکاییه... آره... یعنی تو همون دوره.

در داستان‌های سلینجر دو جهان خواستنی و مبتذل و به کلام سلینجر «قشنگ» و «عوضی» هستند که در تقابل قرار می‌گیرند. اینو جناب گلشیری تو مقدمه گفته... راست می‌گه. اکثر قریب به اتفاق قهرماناش همچین دیدی داره‌ن. و جالبه که با وجود تفاوتای وحشتناکی که داره‌ن -از نظر سن و همه چی- همه‌شون باورپذرین.

به نظرم رسید که همه‌ی صندلی‌های اتوبوس‌های نیویورک را درآورده‌اند و برده‌اند توی خیابان چیده‌اند و مردم همه سرگرم بازی صندلی و آهنگ‌اند. گمان می‌کنم اگر مسئولان کلیسای منهتن پروانه‌ی افتخاری ویژه‌ای به اسم من صادر می‌کردند و در آن می‌نوشتند که شرکت‌کنندگان بازی به احترام من سر پا بایستند تا من سر فرصت روی یک صندلی بنشینم، می‌رفتم در بازی شرکت می‌کردم. اما وقتی دستگیرم شد که این کار خواب و خیال است، کاری عملی‌تر آروز کردم. دعا کردم که شهر از آدم خالی شود تا من از نعمت تنهایی، تن‍...‍ها...یی برخوردار شوم.


- این کتاب در "کتاب‌های عامه‌پسند"