فلنری اوکانر (O`conner, Flannery)
ترجمه‌ی احمد اخوت
160 صفحه
نشر فردا (اصفهان)
چاپ اول، 1383
1100 تومان
اسم این خانم اوکانرو توی یکی از مصاحبه‌های کارور، اول کلیسای جامع دیده بودم. گفته بود که ازش زیاد تأثیر گرفته... یا همچین چیزی. نسبتاً قدیمیه. 1964 مرده. (حالا معلوم می‌شه همه جز من اینو می‌شناسن دارم الکی اطلاعات می‌دم.) کتاب خسته‌م نکرد ولی خیلی‌م جذبم نکرد. کاملاً ساده قصه تعریف می‌کنه و راوی‌شم سوم‌شخصه. یعنی از نظر فرم خیلی ساده‌س و تنها چیزی که قراره جالب باشه و آدمو جذب کنه خود قصه‌س. و به نظرم این کارو تا حد خیلی خوبی می‌کنه. مخصوصاً پایان خوبی داره. درباره‌ی یه مزرعه تو جنوب آمریکاس که یه خانواده‌ی آواره‌ی لهستانی می‌آن توش کار کنن. و البته از قبل هم کارگر داره و... دیگه تقریباً می‌شه حدس زد قضیه از چه قراره. یه جاهایی‌م طنز ظریف زیرپوستی‌ای داره. ولی در کل می‌شه گفت تلخه. ترجمه‌ش متوسطه... یعنی اذیت نمی‌کنه ولی خیلی جاها می‌تونید بهش گیر بدین. یه مقدمه داره که خاطره‌ی مترجمه که رفته خونه‌ی این خانم اوکانرو دیده، دو تا مؤخره درباره‌ی همین داستان که هر دو ترجمه‌ شده‌ن، و یکی‌شو نتونستم تموم کنم، و یه نوشته از خود نویسنده درباره‌ی طاووس که اونم تموم نکردم. در کل... اگه دستتون رسید بخونین. نکته‌ی حاشیه‌ای هم این که تو اون شناسنامه‌ی کتابخونه ملی، اشتباه نوشته «فلنری» رو. انگلیسی‌شو یعنی. به‌راستی که جای بسی تأسفه.