رولد دال (Dahl, Roald)
ترجمه‌ی شهلا طهماسبی
۲۰۱ صفحه
کتاب مریم (وابسته به نشر مرکز)
چاپ اول، 1377
۶۵۰ تومان
وقتی آدم به رمان نوجوان اونم از نوع فانتزیش فکر می­کنه، چیزی که به ذهنش میاد، یه دنیای دوست­داشتنی و خوبه که اگرم توش خطری یا اتفاق بدی بیفته، دست آخر همه چیز توش درست می­شه. ولی «جادوگرها» قرار نیست اون­طوری که اولش آدم انتظار داره باشه. این چیزی که پشت جلد نوشته که جادوگرها توی این کتاب کلاه سرشون نمی­ذارن و سوار جارو نمی­شن، ساده­ترین بخش ماجراس. یا این که مادربزرگ دوست­داشتنی سیگارای بدبو می­کشه و قهرمان داستان برای این که جادوگرا بوشو نفهمند باید کثیف باشه و حموم نره. چیزی که آدم انتظارشو نداره اینه که پدر و مادر قهرمان داستان همون اول بمیرن، جادوگرا و به موش تبدیلش کنن و آخرسر نه فقط به شکل اولش برنگرده، بلکه به جای اینکه نوه و مادربزرگو توی همین حال رها کنه که سال­های سال به خوبی و خوشی با هم زندگی کنن، این سوالو بپرسه که موشها چند سال زندگی می­کنن؟ و نهایت خوشی پایان داستان این باشه که احتمالاً چند سال کنار هم زندگی می­کنن و جادوگر می­کشن و با هم می­میرن. این یه کمی بیشتر از غافلگیرکننده­س. درواقع برای ده-دوازده­سالگی، تا حدوی بیرحمانه­س.

+ برچسب: رولد دال