آرش

بهرام بیضایی
53 صفحه
انتشارات نیلوفر
چاپ سوم، 1369
45 تومان
خب راستش نسبت به شهرتی که داره... به نظرم خیلی معمولی اومد. کلاً این کار جالبیه که یه اسطوره یا حماسه رو دستمایه کنیم و بر اساسش یه داستان یا درام بنویسیم که شخصیتا و انگیزه‌هاشون پررنگ‌تر شه... درواقع تراژدی‌های یونان باستانم همچین چیزی بوده زمان خودش. اینم واقعاً ایده‌های جالبی داشته درباره‌ی روابط شخصیتا و انگیزه‌هاشون و اینا اما به نظرم خیلی نمی‌تونه اینا رو بپرورونه و پر و بال بده و درگیر کنه. ضمن این که بعضی حرفایی که می‌زنن شخصیتا توی اون فضای حماسی چندان نمی‌شینه.
در مورد زبانشم... احساس می‌کنم توی کهنه‌گرایی و باستان‌گرایی‌ش هنوز یه‌کم خام‌دست بوده بیضایی (سال 42 نوشته شده). اینو در مقایسه با مرگ یزدگرد می‌گم.

+ برچسب: بهرام بیضایی

ادامه نوشته

نمایش در ایران

بهرام بیضایی
224 صفحه
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
چاپ پنجم، 1385
3000 تومان
با وجود حجم کمی که داره، بیشتر اطلاعات اساسی درباره‌ی تاریخ نمایش در ایرانو جمع کرده و خیلی مختصر و مفید شکل‌های مختلفشو معرفی کرده. از مراسم‌های آیینی باستانی که وجه نمایشی دارن و عزاداری‌های دوره‌های جدیدتر، تا خیمه‌شب‌بازی و روحوضی و تعزیه و... و نوع‌های به‌نسبت مهجورتر برای ما، مثل تعزیه‌های کمدی رو هم توضیح داده. به کتابای تاریخ و شعر و اینام زیاد مراجعه می‌کنه برا پیدا کردن آثار شکل‌های نمایشی.
نثر روونی‌ام داره و خسته نمی‌کنه آدمو. یه اشکالش اینه که حرف بی‌ارجاع زیاد می‌زنه. یعنی می‌گه فلان الگو تو فلان نمایش بود، و معلوم نیست که اینو جایی خونده، شنیده، یا چی. و این خب برای کار تحقیقی آکادمیک ضعفه...
وارد بحث تئاتر جدید که متأثر از غربه نشده و اصلاً دیدش اینه که ورود شکل‌های جدید نمایش سیر طبیعی رشد نمایش‌های ایرانی رو قطع کرده.
در کل کتاب خوب و مهمیه. هرچند شهرتش بیشتر از اهمیتشه.

+ برچسب: بهرام بیضایی

مرگ یزدگرد

بهرام بیضایی

70 صفحه

انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

چاپ هفتم، 1383

1000 تومان

راستش چندان تحت تأثیرم قرار نداد. البته که زبان محکمی داره و شیوه‌ی نقل حرفای پادشاه خیلی خوبه و مرتب آدمو به شک می‌اندازه... ولی... به نظرم شاهکار نبود. گرچه به هر حال تئاتر دیدنیه. فیلمم کرده اجراشو خود بیضایی که گویا فقط تو اولین جشنواره‌ی فجر اکران عمومی شده. نمی‌دونم از کجا می‌شه گیر آورد، ولی گمان نکنم بازم چندان فرقی بکنه.

داستان از اونجا شروع می‌شه که اطرافیان یزدگرد با آسیابانی که گویا اونو کشته و خانواده‌ش، بالای سر جنازه‌شن و قراره که آسیابان و خانواده‌شو بکشن که اونا شروع می‌کنن به روایت کارا و حرفای پادشاه و هر بار یکی‌شون جای یزدگرد بازی می‌کنه و گاهی به جای هم بازی می‌کنن. خیلی جذابه و به‌راحتی یه‌نفس خونده می‌شه. فقط نثرش کمی سخته و کلمه‌های سخت داره و حتماً باید آدم چند دفعه‌ای به لغتنامه نگاه کنه. همین دیگه. به هر حال توصیه‌شدنیه.

دختر         اورا بکش ای مرد؛ شاید با مرگ او ملتی نو به دنیا آید.

زن            من نه دایه‌ام و نه ماما؛ من آسیابانم! من به ملت نان می‌دهم همین؛ و این تنها چیزیست که دارم!

آسیابان     دنیا برای ریختن خون من ترا برگزیده است ای مرد! سپاه تازیان همه جا در پی ما بود؛ هلهل‌کنان و ارجوزه‌خوانان و غیهه‌کش. سپاهی درهم و انبوه، با درفشی به رنگ تیره‌ی دود. همه چیز از من روگردان شده جز این سپاه که با من چون سایه‌ی من بود.

زن            دشمن تو این سپاه نیست پادشاه. دشمن را تو خود پرورده‌ای. دشمن تو پریشانی مردم است...

 

+ برچسب: بهرام بیضایی