وداع با اسلحه
ارنست همینگوی (Hemingway, Ernest)
ترجمهی نجف دریابندری
423 صفحه
انتشارات نیلوفر
چاپ یازدهم، 1376
150۰ تومان
خیلی خوب بود. میدونید... داستانهای جدیدتر از نظر فرم خیلی جذابترن ولی داستانای قدیمیتر یه جور اصالتی دارن که تو داستانای جدید نیست... گمونم جملهی بیمعنیای از آب دراومد. دربارهی سربازیه توی جنگ جهانی اول و قاطی شدن مسائل عشقی و اینها. خیلی جذاب و روونه. نثر سریع و بیتفاوت همینگوی و توصیفای زنده و خشنش اجازه نمیده از کتاب راحت دل بکنین. بعضی جاها شکل دیالوگاش مث "گفتگو در کاتدرال" بود. “دیگر این که اتریشیها هم کارشان ساخته است. اگر چند تا از آن لشکرهای آلمانی را داشتند کاری از دستشان بر میآمد. آیا به نظر او در این پاییز حمله خواهند کرد؟ البته خواهند کرد.”
ترجمهی استاد دریابندری مال سال سی و دوئه ولی همین 76 تجدید نظر شده. چند تایی لغت ناآشنا داره و بعضی جاها نثر شکسته و رسمی درهم شده. چاپ جدیدشم من دیدهم این اواخر. نمیدونم چندمه و چنده.
یک اعتراف هم بکنم. واقعاً دوست داشتم پایان خوشتری میداشت.
“«اگر یک وقتی شما مؤمن شدید و من مرده بودم، برای آمرزش من دعا کنید. من از چند تا از دوستانم خواهش کردهام این کار را بکنند. من منتظر بودم که خودم مؤمن بشوم، ولی هنوز خبری نشده.» به نظرم رسید که لبخند اندوهناکی زد، ولی نتوانستم تشحیص بدهم. چهرهاش چنان پیر بود و چروکیده بود و لبخند آنقدر خط در چهرهاش میانداخت که کیفیتش در آن گم میشد.”
- این کتاب در "کتابنیوز" (قبل از خوندن کتاب نخونید)
قاعده: اگر کتاب را خواندهاید، «مطلب کامل» را ببینید.