رومن گاری Gary, Romain))

ترجمه‌ی سروش حبیبی

287 صفحه

انتشارات نیلوفر

چاپ پنجم، 1383

2500 تومان

وسطای کتاب که بودم یکی بهم گفت آخراش پلیسی می‌شه. گفتم: «چه بد!» پلیسی دقیقاً یعنی چی؟... معمایی نشد اما اتفاقات و غافلگیریاش و اینا یه جوری بود... انگار ریتم کتابو به هم زد. می‌دونید؟ اگه کتابی بود که اینجوری شروع نشده شاید خیلی خوب بود. اما الان یه جوری بود.

یه نکته‌ی کم‌اهمیت: یه لاتی تو این کتاب هست که توصیفش کاملاً شبیه یه لات توی «زندگی در پیش رو»ه. می‌گه که همه چیز صورتش له شده بود و از ریخت افتاده بود و هر چیم که سالم بود سر جاش نبود.

کتاب از نظر نشون دادن فضای سیاسی اجتماعی اروپا بین دو جنگ خیلی جالبه. این رومن گاری گویا خودشم دیپلماتی چیزی بوده اینه که این چیزا رو دقیق و خوب توصیف کرده.

یه چیز دیگه. گمونم این رومن گاری حوصله نداشته بشینه برای بار آخر کتاباشو بازنویسی کنه که یه دست شه. اول داستان راوی اول شخصه. یکی از آدمای کلبه‌ی باگ مورن که البته هیچ چی از خودش یا برخوردش با بقیه نمی‌گه. بعد راوی سوم‌شخص می‌شه. تو زندگی در پیش رو هم معلوم نمی‌شه پسره داره داستانو برا کی تعریف می‌کنه. چون برای همه ضمیر و فعل سوم‌شخص به کار می‌بره.

اینم مث زندگی در پیش رو پر از تیکه‌های خوبی بود که جون می‌ده برا این‌جا نوشتن. گویا در این زمینه تبحر داره رومن گاری.

اگه یکی ازم بپرسه سرجمع «زندگی در پیش رو» بهتره یا این می‌گم «زندگی در پیش رو». با این حال گرچه کتاب خوب تموم نمی‌شه... ولی برای اولاش کاملاً می‌ارزه که بخونیدش. همین.


- این کتاب در "کتاب‌های عامه‌پسند"

- این کتاب در "رمز‌آشوب" (حتماً بخونید. البته بعد از خوندن کتاب)