میلان کوندرا (Kundera, Milan)

ترجمه‌ی فروغ پوریاوری

411 صفحه

انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

چاپ نهم، 1385

4000 تومان

يک كتاب خوب. نه یک شاهکار. یعنی تو کارهای کوندرا هم جزو دو-سه تا انتخاب اول نیست. انگار اولین رمانشه. توی رمان همه چیز از دست شخصیتا خارج می‌شه. همه توی یه سلسله حوادث مسخره قرار می‌گیرن که از بیرون خیلی خنده‌داره ولی برای کسایی که تجربه‌ش می‌کنن وحشتناکه. برا همین موقع خوندن یه حس عجیبی به آدم دست می‌ده. همون طور که خود کوندرا تو مقدمه می‌گه شخصیتا حتی این شانسو ندارن که مث قهمرمانای تراژدی، باشکوه نابود شن! اصن یه جورایی تحقیر می‌کنه کوندرا شخصیتاشو با این بلاهایی که سرشون میاره. این البته تا حدودی تو بقیه‌ی کاری کوندرا هم دیده می‌شه. مخصوصاً مهمانی خداحافظی.

یه چیز دیگه. لحن شخصیتا تو تحلیل مسائل روانی‌شون –اگه اصولن قبول کنیم که همه با ابن دقت بتونن ذهن خودشونو تحلیل کنن- زیادی شبیه همه. یعنی چیزی که کوندرا تو بقیه کتاباش از زبون دانای کل نوشته این‌جا از زبون شخصیتاش نوشته. روایتش اول‌شخصه ولی تو هر فصل از زبون یه شخصیت. بعضی اتفاقا رو هم از دید دو نفر می‌خونیم.

ترجمه‌ش خوب نیست. اون‌قدر بد نیست که آدم ارتباط برقرار نکنه. ولی اون‌قدر هست که روونی و لذت خوندنو کم کنه. یعنی بعد از سور بز با ترجمه‌ی عبدالله کوثری اصن...

سانسورشم زیاده. قسمت 4 بخش پنجمم که کلاً حذف شده و مترجم به جاش توضیح داده که چی می‌شه (فقط فکر کن!)، رو قسمت ضد سانسور خوابگرد هست. (+) بقیه‌ش اونقدرها مهم نیست گمونم.

«... آن اشتباه‌های مکرر آن قدر عادی بود که نمی‌توان آنها را استثنا بر نظم امور تلقی کرد. بلکه خود نظم امور را تشکیل می‌داد. چه کسی مرتکب آنها می‌شد؟ خود تاریخ؟ تاریخ ایزدی، تاریخ منطقی؟ و چرا آنها را اشتباه‌های تاریخ می‌نامیم؟ اگر تاریخ شوخی کند چه؟ و ناگهان متوجه شدم که برای باطل کردن شوخی خودم چقدر ناتوانم: خودم و تمام زندگیم درگیر شوخی‌ای بسیار عظیم‌تر (بسیار خجالت‌آور) و مطلقاً برگشت‌ناپذیر بودیم.»

- این کتاب در "کتاب‌نیوز" (به قلم رضا سیدحسینی)


+ برچسب: میلان کوندرا