داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوستدختری در فرانکفورت دارد
ماتئی ویسنییک (Visniec, Matei)
ترجمهی تینوش نظمجو
64 صفحه
نشر ماهریز
چاپ هشتم، 1388
1800 تومان
خیلی خوبه. این شاید اولین نمایشنامهی غیررئالی بود که باهاش ارتباط برقرار کردم. واسه اینکه [مثل سابق تأکید میکنم] فهمیدم اصن نباید دنبال درآوردن یه معنای سرراست رئال بود ازش و باید به خود همین فضا فکر کرد. درواقع نفهمیدم... ینی بهش فک نکرده بودم. خود فضای نمایشنامه باعث شد. شاید به حاطر ترجمهی خوب...
قبلاً دست یه دوستی دیده بودم و همون درجا گرفته بودم خونده بودم. یادمه همون صفهی اول دیدم نوشته: «اشخاص: زن/ مرد» کلی حال کردم. حالا که بالأخره گرفتم یه بار دیگه خوندم، تقریباً همون حسو دارم بهش. شاید یه کم بهتر حتی. اون موقع یادمه از اینکه آخرش شبه عرفانی میشه خوشم نیومده بود. به خاطر حساسیتی بود که به انواع عرفانهای لایت و مدرن داشتم. الانم نه اینکه خوشم بیاد از این چیزا، ولی دیگه خیلی بهش فکر نمیکنم. ;)
قاعده: اگر کتاب را خواندهاید، «مطلب کامل» را ببینید.