محمد چرم‌شیر
120 صفحه
شرکت شبکه آفتاب کیش- کارگاه تئاتر ایران
چاپ اول، 1383
1000 تومان
انقدر تعریف شنیده بودم از این و اون درباره‌ی اجراش که بعد دیدن شکار روباه دیگه مقاومتم شکست و رفتم دنبالش. هرچند پیدا نشد و از دوستی گرفتم اینو دست آخر. اولش که شروع کردم خیلی خوشم اومد. خیلی فضای لطیف خوبی داشت. بعد هرچی جلوتر رفتم کم‌کم دلمو زد. آخراش دیگه طاقتم طاق شده بود می‌خواستم زود تموم شه. یه حالت تغرل‌واری داره. روایتی که هست خیلی مبهمه و تو پس‌زمینه... ما بیشتر یه سری تصاویر و دیالوگای شاعرانه می‌بینیم. بعد این چیزای رقیق باید کوتاه باشه... نگاه کنید غزلم به‌طور معمول فوقش 15 بیته... جدی.
“خواب دیدم. پرنده بودم من. و او باران. بر پرهایم می‌‌بارید، خنک و نرم. و من خیس می‌شدم ار نوازش گنگ قطره‌هایش. و او باز می‌بارید بر من. و من رها می‌شدم در پرده‌ی غبار و مه که از او فرو می‌ریخت.”

+ برچسب: محمد چرم‌شیر