فریبا وفی
۱۴۱ صفحه
نشر مرکز
چاپ سوم، ۱۳۸۲
۱۲۰۰ تومان
«فکر می‌کنم مامان فقط یک چراغ دارد که که با خاموش کردن آن، همه جا تاریک می‌شود. شهلا یکی بیشتر دارد. برای همین حتی وقتی عزادار است و شیون و زاری می‌کند از میان اشک و فریاد هم می‌تواند به دختر جوانی که سرپاست بگوید فلان خانم چای ندارد، یا دستمال کاغذی بیاور و بهتر است قندان پر شود. امیر هم چراغ‌هایش زیاد است. وقتی مال خانه خاموش است می‌تواند بیرونی‌ها را روشن کند. برای همین وقتی از من قهر است می‌تواند استخر برود. می‌تواند کله‌پاچه بخورد...»
خوبه. نه خیلی بیشتر. یه راوی اول‌شخص داره که یه زن خانه‌داره. ولی خیلی ذهنتون نره سمت آشپزخونه و روزمرگی و اینا.
۵۳ تا فصل کوتاه داره، در حدی دو سه صفحه، که معمولاً تو هر کدوم یه صحنه رو روایت می‌کنه و ترتیب زمانی ندارن فصلا. و معمولاً تو هر کدوم یه مضمون هست که راوی حولش حرف می‌زنه. مث همون مضمون «چراغ» تو این چند خطی که نقل کردم. روون و خوبه کلاً. توصیه می‌شه.
خدا رو شکر طرح جلد توهین‌آمیزش تو چاپای بعد عوض شده.

+ برچسب: فریبا وفی