تبليغاتX
ک‍تاب‌خوانه

ادوارد آلبی (Albee, Edward)
ترجمه‌ی هوشنگ حسامی
88 صفحه
نشر تجربه
چاپ دوم، 1380
400 تومان
باید بگم خوشم اومد. همون فضای آشنای نمایشنامه‌های آمریکایی رو داره؛ فلاکت و کثافت که در طول نمایشنامه از لای دیالوگا کم‌کم می‌ریزه بیرون. مث یوجیل اونیل و تنسی ویلیامز و آرتور میلر... قبل این از آلبی فقط «چه کسی از ویرجینیا ولف می‌ترسد؟» رو دیده بودم. تا حدودی شبیه اونه، گرچه دیالوگای اون یه کمی به ابزورد می‌زنه، و دیگه اینکه اینو نمی‌شه فیلم کرد. یه سری قراردادا تو تئاتر مجازه، که امکانات روایی خاصی می‌ده... که اون کار تو داستان ممکن نیست. یعنی تهوع‌آور از آب درمی‌آد.
جالبه که بیشتر اطلاعاتی که بهت می‌ده تو پرده‌ی دومه و اگه بی‌حوصله و سرسری بخونین شاید فکر کنین پرده‌ی اول فقط کش داده قضیه رو. ولی خیلی تمهیدا تو پرده‌ی اول درست می‌شه.


مطلب کامل
+  جمعه 1388/08/08ساعت 13:39   | 

ماریا ایرنه فورنس (Fornes, Maria Irene)
ترجمه‌ی بابک تبرائی
18 صفحه
انتشارات نیلا (مجموعه‌ی کتاب کوچک)
چاپ اول، 1388
500 تومان
خیلی خوشم نیومد. یه نمایشنامه‌ی کوتاهه که فقط یه شخصیت داره، که می‌آد توی کلاس و برای برای مخاطبای فرضی حرف می‌زنه. درباره توازن و حقیقت و انرژی و آشپزی و هر چی دلش بخواد. خیلی حق‌به‌جانب... حرفاشم عموماً چرت و پرته و یه بارقه‌هایی از حقیقت داره ولی اینش مهم نیس، بیشتر قراره فقط جالب باشه که بخش زیادیش هست. (به پست پروژکتور نگاه کنید.)
یه مقدمه داره از مایکل اسمیت (کی هست؟) که نوشته که دکتر خی‌ئل در اصل انسانیت خود ماست، همان بی‌فایدگی خود، پیش پا افتادگی دلپذیر چیزی است که می‌توانیم از آن مطمئن باشیم. به نظر منم پیامش یه چیزی در همین حدوده.

- این کتاب در "پروژکتور"

+  شنبه 1388/08/02ساعت 21:49   | 

آرتور کوپیت (Kopit, Arthur)
ترجمه‌ی رامین ناصرنصیر و شهرام زرگر
92 صفحه
انتشارات نیلا
چاپ دوم، 1384
800 تومان
تو مقدمه نوشته این کوپیت آدمیه در ردیف تنسی ویلیامز و یوجیل اونیل و دیوید ممت. الله اعلم.
نمایشنامه‌ی غیرمتعارفیه. نه از این جهت اتفاقای غیررئال بیفته توش، اونم کمی هست، و لی بیشتر به خاطر رعایت نکردن الگوهای مرسومه روایته. نشون دادنشون کار سختیه، ابتدایی‌ترین حالتش مثلاً نمودار زنگوله‌ای معروفه. خیلی از این الگوها برای شخصیت‌پردازی، یا شروع و پایان و اوج داستان و نمایشنامه هست که قرار ضمنیه بین نویسنده و خواننده‌س. واقعاً بدون اینکه هیچکدوم حواسشون باشه. ولی وقتی رعایت نمی‌شه، معمولاً عکس‌العمل اینه که: بی سر و ته بود. چیزی که شنیدنش بعد خوندن اینم کاملاً محتمله.
اینو که بذاریم کنار، شخصیتای جالبی خلق کرده. بیشتر مامانه البته. پسره یه کم... اگه تکراری، قابل حدسه. ولی از اون گذشته کار خیلی خاص و شاخصی نبود به نظرم. یعنی اینکه موقعیت خیلی خفنی خلق کنه... یا حادثه‌ی تکون‌دهنده‌ای... یا اینکه من نگرفتم.

- این کتاب در "پشت جلد"

+  شنبه 1388/07/25ساعت 22:38   | 

نغمه ثمینی
192 صفحه
انتشارات نمایش
چاپ اول، 1382
1100 تومان
یه نمایشنامه‌س که تو جشنواره فجرم برنده شده. عالی نیست، ولی خوبه. اما تو جزئیات دیالوگاش یه چیزای آزاردهنده‌ای داره. کلاً با وجود اینکه نمایشنامه‌نویسا اصولاً باید استاد دیالوگ‌نویسی باشن، ولی اکثراً یه چیزایی دارن که آدمو اذیت کنه. مث توضیح اضافه‌ای که رد و بدل می‌کنن شخصیتا. در حالی که تو واقعیت هر آدم خنگی با دیدن یه صحنه‌ای می‌فهمه چه اتفاقی افتاده، تو نمایشنامه معمولاً هفت-هشت خط می‌گه «نمی‌فهمم... اینجا چه خبره رز؟ طوری شده؟ استنلی اینجا چی‌کار می‌کنه؟ ...»
آره... اینجام یه چیزای آزاردهنده‌ای هست. یه جاهایی خیلی تحلیل‌گرانه می‌شه. اونقد که برای دهن یه زن فرنگ‌رفته‌ی قاجاری بزرگ می‌شه و قشنگ معلومه مال خود نویسنده‌س.
حالا اینا که گفتم زیاد نیس تو نمایشنامه؛ ولی کلاً انتظارم کمی بیشتر بود. نمایشنامه بلند نیست خیلی، نصف کتاب ترجمه‌ی انگلیسیشه.

+  پنجشنبه 1388/02/31ساعت 17:30   | 

ماتئی ویسنی‌یک
ترجمه‌ی تینوش نظم‌جو
64 صفحه
نشر ماهریز
چاپ هشتم، 1388
1800 تومان
خیلی خوبه. این شاید اولین نمایشنامه‌ی غیررئالی بود که باهاش ارتباط برقرار کردم. واسه اینکه [مثل سابق تأکید می‌کنم] فهمیدم اصن نباید دنبال درآوردن یه معنای سرراست رئال بود ازش و باید به خود همین فضا فکر کرد. درواقع نفهمیدم... ینی بهش فک نکرده بودم. خود فضای نمایشنامه باعث شد. شاید به حاطر ترجمه‌ی خوب...
قبلاً دست یه دوستی دیده بودم و همون درجا گرفته بودم خونده بودم. یادمه همون صفه‌ی اول دیدم نوشته: «اشخاص: زن/ مرد» کلی حال کردم. حالا که بالأخره گرفتم یه بار دیگه خوندم، تقریباً همون حسو دارم بهش. شاید یه کم بهتر حتی. اون موقع  یادمه از اینکه آخرش شبه عرفانی می‌شه خوشم نیومده بود. به خاطر حساسیتی بود که به انواع عرفان‌های لایت و مدرن داشتم. الانم نه اینکه خوشم بیاد از این چیزا، ولی دیگه خیلی بهش فکر نمی‌کنم. ;)

+ برچسب: ماتئی ویسنی‌یک

+  جمعه 1388/02/25ساعت 13:44   | 

محمد چرم‌شیر
120 صفحه
شرکت شبکه آفتاب کیش- کارگاه تئاتر ایران
چاپ اول، 1383
1000 تومان
انقدر تعریف شنیده بودم از این و اون درباره‌ی اجراش که بعد دیدن شکار روباه دیگه مقاومتم شکست و رفتم دنبالش. هرچند پیدا نشد و از دوستی گرفتم اینو دست آخر. اولش که شروع کردم خیلی خوشم اومد. خیلی فضای لطیف خوبی داشت. بعد هرچی جلوتر رفتم کم‌کم دلمو زد. آخراش دیگه طاقتم طاق شده بود می‌خواستم زود تموم شه. یه حالت تغرل‌واری داره. روایتی که هست خیلی مبهمه و تو پس‌زمینه... ما بیشتر یه سری تصاویر و دیالوگای شاعرانه می‌بینیم. بعد این چیزای رقیق باید کوتاه باشه... نگاه کنید غزلم به‌طور معمول فوقش 15 بیته... جدی.
“خواب دیدم. پرنده بودم من. و او باران. بر پرهایم می‌‌بارید، خنک و نرم. و من خیس می‌شدم ار نوازش گنگ قطره‌هایش. و او باز می‌بارید بر من. و من رها می‌شدم در پرده‌ی غبار و مه که از او فرو می‌ریخت.”

+ برچسب: محمد چرم‌شیر

+  سه شنبه 1388/02/01ساعت 22:6   | 

برتولت برشت (Brecht, Bertolt)
ترجمه‌ی عبدالرحیم احمدی
285 صفحه
انتشارات نیلوفر
چاپ هفتم، 1387
4800 تومان
اولین چیزی بود که از برشت می‌خوندم. خود نمایشنامه که خیلی خیلی خوبه. آدم تعجب می‌کنه که از داستانی که از قبل می‌دونه چطور می‌تونه اینقدر لذت ببره. جالب اینکه این عمد برشته –اونطور که تو مقدمه اومده- و مخصوصاً جذابیت فهم آخر قصه رو می‌گیره و سعی می کنه حالت تاریخی به کاراش بده. حتی اونایی که به این معنی تاریخی نیستن. قبلش شنیده بودم درباره‌ی سبک برشت. تئاتر حماسی و فن فاصله‌گذاری... مقدمه‌ی مفصلی که مترجم نوشته درباره‌ی زندگی برشت، تئاتر حماسی و درباره‌ی آثار برشته. بیشتر این بخشو رد کردم شاید بعد بخونم. درباره‌ی تئاتر حماسی... به نظرم سبک خاصیه. نمی‌تونم با اون قطعیتی که برشت این کارو می‌کنه درام غیرحماسی رو مردود کنم. و فکر نمی‌کنم معمولاً کسی این کارو بکنه... ولی اون انکار لازمه‌ی ایجاد همچین انقلابیه. بله...

+  سه شنبه 1388/01/25ساعت 0:18   | 

آنتونیو بوئرو بایــِخو (Buero Vallejo, Antonio)
ترجمه‌ی پژمان رضایی
143 صفحه
نشر نی (مجموعه‌ی دور تا دور دنیا)
چاپ اول، 1384
1200 تومان
نکته‌ی مثبتش اینه که خوش‌دسته. ینی کلاً این مجموعه‌ی دور تا دور دنیا خوش‌دسته، طرح جلداشم خوبه.
یه نمایشنامه‌ی سه پرده‌ایه. در کل... خوب بود. نه خیلی بیشتر. داستان چند تا خانواده‌س که توی یه آپارتمان زندگی می‌کنن و... عشق بین آدما و... در این حد که می‌شه گفت: «نمایشنامه‌ای است درباره‌ی انسان‌های بدبختی که به تقدیر تسلیم می‌شوند، یا از آن شکست می‌خورند و ادامه‌ی آن در چند نسل!»
به هر حال پیام مهمیه... یه مؤخره‌م داره درباره‌ی تئاتر اسپانیا و جایگاه این طرف توش و این حرفا. من که حوصله نکردم کامل بخونم. ترجمه‌شم روون و خوبه. در کل اگه کسی بهتون قرض داد بخونید حتماً.

+  شنبه 1388/01/01ساعت 16:29   | 

تنسی ویلیامز (Williams, Tennessee)
ترجمه‌ی مرجان بخت‌مینو
160 صفحه
انتشارات مینو
چاپ چهارم، 1385
1500 تومان
یه نمایشنامه‌ی سه‌پرده‌ایه. درباره‌ی یه خانواده‌ی آمریکایی که همون طور که قاعدتاً باید باشه، بحران‌زده‌س. و این بحرانم درظاهر دعوا سر ارثه، هرچند در طول نمایش می‌بینیم که از اولش همه چیز خراب بوده...
دیالوگ‌نویسیاش که محشره و... کوتاه و عصبی... کلاً دوست‌داشتنیه. من عاشق شخصیت بریک شده‌م. بیشتر از «باغ‌وحش شیشه‌ای» دوستش داشتم. دقیقاً به این علت که سعی نمی‌کنه خیلی خودشو تعمیم بده. سعی نمی‌کنه بگه: من در مورد جامعه‌ی آمریکام، یا در مورد شرایط اجتماعی فلان موقع... یه متن اگه کار خودشو درست انجام بده، مخاطب خودش تو ذهنش تعمیمش می‌ده... و به اون مسخره‌بازیای حال به هم زن نیازی نیست.
نکته‌ی جالبش اینه که پرده‌ی سوم دو روایت داره. تنشی ویلیامز توضیح داده که روایت دوم به خاطر نظرای الیا کازان بوده که وقتی می‌خواسته اجرا کنه نمایشو گفته... من همون اولی رو ترجیح می‌دم. در مورد اون علت دوم با ویلیامز هم‌عقیده‌م...
ترجمه‌ش اصن تعریفی نداره. یه سوتی در حد خودکشی هم داره:
- ممکن است یک لیوان کوچک از آن لیکور به من بدهی؟
- البته، خودت کمک کن. :))) help your self تو کتاب دوم دبیرستان بود.

+ برچسب: تنسی ویلیامز

+  سه شنبه 1387/12/06ساعت 23:36   | 

ماتئی ویسنی‌یک (Visniec, Matei)
ترجمه‌ی تینوش نظم‌جو
64 صفحه
نشر ماه‌ریز
چاپ سوم، ۱۳۸۶
1000 تومان
یه نمایشنامه‌ی نسبتاً کوتاهه. نمی‌دونم تو چه سبکی به حساب می‌آد ولی به هر حال غیررئاله. قبل از این فقط «خرس‌های پاندا...» رو خونده بودم ازش و اونم توی همین فضا بود. در طول نمایش اتفاق خاصی نمی‌افته و دیالوگا بیشتر تقلای بی‌حاصل شخصیتاش و قبل از پایان نمایش جز یه نکته‌ی محوری کی هی روش تأکید می‌شه، اطلاعات خاصی‌م کشف نمی‌کنن، یا نمی‌کنیم.
نکته‌ی اساسی برای کنار اومدن با این جور کتابا اینه که نباید سعی کنی یه معنی قطعی مشخص از توش دربیاری. یعنی اون طوری که با داستان یا نمایش رئال برخورد می‌کنی بفهمی منظورش چیه. نباید در حد یه تمثیل پایین بیاریش و همه چیزو ساده کنی: این یعنی این. باید تصور کنی این یه خوابه که شب دیدیش. چه حسی بهت دست می‌ده؟ چی فکر می‌کنی؟ کل قضیه همینه. و قرار نیست متن معنی‌ای بیشتر این داشته باشه. این یک نظر شخصی‌ست.

- نگاهی به آثار ماتئی ویسنی‌یک [بعدِ خوندن هر نمایش‌نامه قسمت مربوطو بخونید.]

+ برچسب: ماتئی ویسنی‌یک

+  دوشنبه 1387/11/28ساعت 22:8   | 

محمود دولت‌آبادی
67 صفحه
نشر قطره
چاپ اول، 1383
600 تومان
یه نمایشنامه‌ی رادیوئیه و از یه داستان اقتباس شده. داستان کوتاه «گل قرمز» از آدمی به اسم وسولود میخاییلوویچ گارشین. [کی هست؟] با توجه به این که ده صفه‌شم مقدمه‌س خیلی راحت می‌شه یه‌نفس خوندش. مقدمه توضیحه درباره‌ی نویسنده، این که این نمایشنامه کی تنظیم شده و مقایسه‌ش با «اتاق شماره‌ی 6» چخوف که دولت‌آبادی اونم از روی اونم یه نمایشنامه‌ی رادیویی به اسم «خانه‌ی آخر» نوشته.
خود نمایشنامه خوبه. مخصوصاً با توجه به حجم و قیمتش... می‌تونم بگم لذت‌بخش بود. البته چیز فوق‌العاده‌ای‌ هم نیست. فضاش یه جورایی کافکاییه و در حد خودش خوبه. فک می‌کنم داستانش بهتر در اومده باشه. ولی این فقط یه حدسه. بستگی به این داره که چقد وهم‌آلوده کرده باشه فضا رو و وارد دنیای دیوانه‌هه شده باشه. [با این جمله‌ی محافظه‌کارانه طفره رفتم از این که بگم این خوبه یا بد.]
پشت جلد و مقدمه لو می‌دن داستانو.

+  شنبه 1387/11/19ساعت 0:42   | 

فدریکو گارسیا لورکا (Garcia Lorca, Federico)
ترجمه‌ی فانوس بهادروند
89 صفحه
نشر مینا
چاپ سوم، 1382
900 تومان
اینم خیلی خوب بود. طبیعتاً چیزی که توش خیلی بارزه زیبایی شاعرانه‌ی متنه. مخصوصاً جاهایی که به نظر می‌آد از ترانه‌های عامیانه استفاده کرده. توی لالایی و رسمای عروسی و اینا. ولی جز اینا هم جاهایی که دیالوگاش شاعرانه‌س خیلی خوبه. آبکی نیست جاهای عاشقانه‌ش. و اخراشم که اصن غیر دیالوگ همه‌ی فضا و منطقش شعری می‌شه. انگار غزله. ماه و هیزم‌شکن‌ها و مرگ. ولی ترجمه‌ش خوب نیست. کاری به دقت و وفاداری ندارم؛ فارسی‌ش خوب نیست طرف! مال شاملو از این نظر حتماً خیلی بهتره. یعنی فک کنم اگه اونو می‌خوندم لذت‌بخش‌تر بود. از اون جا که این لحن تراژیک و شاعرانه‌س که مهمه -نه که خود اتفاقات که از اول حدوداً قابل حدسه- حتماً با زبان شاملو زمین تا آسمون فرق می‌کرد قضیه.

+  جمعه 1387/07/19ساعت 23:32   | 

فردریش دورنمات (Durrenmatt, Friedrich)
ترجمه‌ی حمید سمندریان
94 صفحه
نشر تجربه
چاپ دوم، 1380
900 تومان
خیلی خوب بود. از یه نظرایی به «ملاقات بانوی سالخورده» شبیه بود. همون خلق کمدی تو اوج موقیعت تراژیک. به اون خوبی نبود البته. نمی‌دونم شاید چون اونو دیدم و اینو خوندم این حسو دارم. سمندریان شبی که اومده بود «دو قدم مانده به صبح» از قول دورنمات گفت که تراژدی اگه با کمدی آمیخته نشه، سطحی می‌شه. می‌شه ملودرام. پشت جلدشم همچین حرفی از یه مصاحبه‌ی دورنمات آورده ولی خواسته فلسفی‌ش کنه الکی. شایدم خلاصه شده یه کم نامربوط به نظر می‌آد. ولی هر چی هست نتیجه‌ش خیلی خوبه.
بعد دیگه... فضای ساکن و بی‌حاصل زندگی مشترک زن و شوهرم عالی نشون داده با دیالوگاش. که بریده و دوری و پرتکرار و گاهی نیمه‌کاره‌س. به هر حال تونستید بخونید.

+  جمعه 1387/07/19ساعت 23:28   | 

هارولد پینتر (Pinter, Harold)
ترجمه‌ی فتاح محمدی
112 صفحه
نشر هزاره سوم (زنجان)
چاپ دوم، 1386
1300 تومان
خیلی خوب بود. تو مقدمه نوشته که این نمایشنامه یه اثر ابزورد به حساب می‌آد. می‌دونید که... سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم و پوچ‌گرائی و این حرفا. من تو زندگی‌م یه تئاتر ابزورد دیدم که «تئاتر بی‌حیوان» بود و این در مقایسه با اون اصن بی‌سروته نبود. یعنی قصه‌ای داره که با منطق خودش پیش می‌ره؛ هرچند منطقش خیلی آشنا نباشه. اواخرش اونجایی که اتفاق اصلی می‌افته، اتفاقی که باید همه رو به هم بریزه، همه کاملاً طبیعی باهاش برخورد می‌کنن و خوبی‌ش دقیقاً تو همینه. می‌بینید که مث اول نمایشنامه زندگی داره گند و بی‌خود و بی‌معنی پیش می‌ره. شخصیتا همون دیالوگا رو رد و بدل می‌کنن و همون مکثا هست. حالا فقط گند و کثافت رو اومده. ولی «تئاتر بی‌حیوان» تا جایی که من فهمیدم سعی می‌کرد زیر بار هیچ منطقی نره و تو بی‌معنایی و بیهودگی محض تموم شه. شایدم من درست نفهمیدم. به هر حال پیشنهاد می‌کنم اینو.

+  پنجشنبه 1387/07/11ساعت 0:12   | 

یاسمینا رضا (Reza, Yasmina)
ترجمه‌ی فتاح محمدی
84 صفحه [پالتویی]
نشر هزاره سوم (زنجان)
چاپ اول، 1383
1300 تومان
یه دوستی بهم گفته بود این طرف دراصل کجاییه... یادم رفته. به هر حال به فرانسه بوده متن اصلی و این از روی ترجمه‌ی انگلیسیش برگردونده. نمایشنامه‌س، تو سه پرده مثلاً. ولی هر سه تا پرده روایت وقایع یه شبن. یعنی سه تا روایت، از یه اتفاق. دیدین قبلاً همچین کتابا یا فیلمایی رو احتمالاً. در کل خوب بود. کلاً یه طرح تکراریه که دو تا زوجو می‌ذارن کنار هم به دیالوگ می‌ندازن و کیف می‌کنن! مثلاً «چه کسی از ویرجینیا ولف می‌ترسد؟»... یا کارور داره داستان این شکلی چند تا... و این گفتگو معمولاً پر می‌شه از تنش و درگیری و خلاصه بروز مشکلایی که دارن اینا با هم. یعنی هم زن و شوهرا با هم، هم بین دو تا زوج.
خوبیش که این طوری نیست که مثلاً اون روایت اول، همه چی خراب باشه بعد بخواد کم‌کم درست شه و آخرش گل و بلبل شه! یعنی راه حل ارائه بده مث این سریالا بود... راه سوم و زندگی شیرین می‌شود و نوعی دیگر و اینا. هر سه تا روایت خیلی واقعی و قابل باورن. و خیلی هنر می‌خواد درآوردن سه تا روایت از یه صحنه‌ی محدود تو یه آپارتمان. فرق داره با اونایی که یه اتفاق کل مسیر قصه رو عوض می‌کنه و بعد اصن یه چیز دیگه می‌شه. خیلی ظریف درآورده اتفاقای مشترک و اتفاقای متفاوتو... کلاً توصیه می‌شه.

+  پنجشنبه 1387/07/04ساعت 18:51   | 

تنسی ویلیامز (Williams, Tennessee)
ترجمه‌ی منوچهر خاکسار هرسینی
16۰ صفحه
نشر افراز
چاپ دوم، 1387
2500 تومان
علاوه بر خود نمایشنامه، یه سری مقدمه مؤخره‌م داره. زندگینامه‌ی تنسی ویلیامز و یه سری توضیح از خودش و یه نقد. درکل باید بگم چیزای مفید و به‌دردبخوری از توش درمیاد. دستش درد نکنه. نمایشنامه یه راوی اول‌شخص داره که هر چی می‌بینیم خاطرات اونه. و درباره‌ی یه خانواده‌ی آمریکاییه تو دهه‌ی سی و بدبختی و فلاکت و این‌ها. اگر نظر مرا بخواهید... بد نبود. نمی‌دونم چرا بیشتر از این نمی‌تونم خرجش کنم. حس می‌کنم اون دلالتای اجتماعی‌ای که تو اون نقد نوشته و تو مونولوگای خود تام هست، خیلی ربط مستقیمی به داستان اصلی ندارن. یعنی هیتلر و جنگ و اینا بده‌ن، تنهایی و عدم ارتباط و شکستم تلخه؛ ولی چی کار به هم دارن؟ الکی چسبونده به هم. این یک نظر شخصی‌ست.
گاهی نمایشنامه‌نویسا یه دستورات عجیب و انتزاعی‌ای می‌دن که نمی‌فهمم چه طور رو اجراش حساب می‌کنن. ببینید:
'حالت موهای لورا باز و آزاد گشته و روی شانه‌هایش دلبری می‌کند. زیبایی غیرطبیعی و شکننده‌ی لورا بی‌شباهت به یک قطعه شیشه‌ی شفاف نیست...'

+ برچسب: تنسی ویلیامز

+  دوشنبه 1387/06/25ساعت 2:12   | 

محمد رحمانیان
84 صفحه
انتشارات نیلا
چاپ اول، 1384
1000 تومان
راستش هیچ خوشم نیومد. اولاً نثرش خوب نیست. یعنی در مقایسه با کارای دیگه‌ای که تو فضای قاجاری نوشته می‌شن -و کلاً خیلی علاقه دارن نمایشنامه‌نویسای ما به این فضا انگار- نثرش... نپخته‌س. یه جاهایی آدمو یاد نثر این سریال تاریخیا می‌ندازه. و چند تام لغت زیادی عجیب‌غریب داره.
خود طرح اصلی‌ش، شاید خوب باشه... اینکه [دارم لو می‌دم نمی‌خوای نخون] یه دسته مطرب اتفاقی بیفتن به شبیه‌خونی و بعد شبیه خودشونو بخونن و وقایع اجتماعی و اینا. ولی این جور چیزا همیشه احتمال بد درومدنش بیشتر از خوب دراومدنشه. و اینجا به نظر من بد در اومده رسماً. اولاً خیلی جاها خسته‌کننده‌س. یعنی می‌شه حدس زد که مثلاً تا ده بیس صفحه چه اتفاقی قراره بیفته، و وقتیم می‌افته هیچ چیز جالبی توش نیست. یعنی تو نحوه‌ی افتادنش. یه جاهایی‌م... طبیعی نیست؛ یه دیالوگایی بی‌مقدمه... انگار به زور چپوندشون!
'خودم، بچگیم، قشنگیم جوونیم، تنم- تنم- [می‌لرزد و چون جنینی در خود فرو می‌رود] تنم- تنم- درد می‌کنه- درد می‌کنه- [خاموش می‌شود.]' و یه جاهایی‌م قراره بامزه باشه ولی اصن نیست. و... یه جاهایی‌م دیالوگای غم‌انگیز و مسخره خیلی بد قاطی شده‌ن. یکی درمیون مثلاً. آدم باید ببینه تو اجرا چی کارش کرده‌ن...

+  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 11:45   | 

آنتونیو تابوکّی (Tabucchi, Antonio)
ترجمه‌ی مهدی فتوحی
31 صفحه
انتشارات نیلا (مجموعه‌ی کتاب کوچک)
چاپ اول، 1384
400 تومان
خیلی معمولی به نظر می‌آد. یعنی... دقیقاً نفهمیدم منظورش چی بود! البته یه حدسی می‌زنم. ببینید کل نمایشنامه، یه برنامه‌ی رادیوییه، چند سال قبل جنگ جهانی دوم، تو انگلیس، و سیاسیه کاملاً این برنامه. درباره‌ی کمونیسم و فاشیسم حرف می‌زنن و دو تا انارشیست هستن تو برنامه و... جورج اورول هم هست! حدس من اینه که این قراره یه حالت به یاد آوردن گذشته... نوستالژی که نه... حالت این که «نگاه کنید چه بود و چه شد» داشته باشه. انگار یه لذتی هست در نگاه کردن به آینده‌ای که برای شخصیتای داستان غیر قابل تصوره. و حضور اون پیشگو و خوندن یه صفحه از «زنده باد کاتالونیا» هم یه جوری تأکید بر همین فضاس. و پایان‌بندی و اسم‌گذاری نمایشنامه هم همین طور:
'شاید این شیوه‌ای باشه برای یادآوری اسامی رمز. شما در سالگرد اختراع رادیو در سال 1895، مهمان رادیو لندن بودین. عنوان برنامه‌ی ما- چه عنوانی به برنامه‌مون بدیم؟ شاید بتونیم جمله‌ای رو که مادام لیبرته به زبان آوردن قرض بگیریم؛ بله، این بود عنوان برنامه‌ی ما: «گویا اسمش مارکنی بود!» همراهان این برنامه: مدیر برنامه، آقای فلاگ...
'
و اگه این‌طوری باشه، طبیعتاً برای اروپایی‌ها خیلی معنادارتره این نمایشنامه.

+ برچسب: آنتونیو تابوکی

+  دوشنبه 1387/06/11ساعت 15:55   | 

محمد چرم‌شیر
32 صفحه
انتشارات نیلا [مجموعه‌ی کتاب کوچک]
چاپ اول، 1385
400 تومان
یه نمایشنامه‌ی کوتاهه. خیلی خوب دیالوگ می‌نویسه این چرم‌شیر. بعضی وقتا می‌دیدم رد شده‌م از چند خط و خیلی نفهمیده‌م چی گفته از بس که تو نخ خود نثر بوده‌م.اینش بده لابد ولی خب... آدم باید حواسشو جمع کنه. بگم شاعرانه تصور بدی می‌کنید. اما شاعرانه‌س از نوع درستش. با پس و پیش کردن اجزای جمله و گاهی کلمه‌های قدیمی قاطی جدید... آهنگ نثرم مهمه. و یه جاهایی تشبیهی چیزی. طوری که نمی‌تونی نشونش بدی. آدم تو حرف زدنم تشبیه به کار می‌بره دیگه...
هی پش و پیش می‌شه زمان. این‌طوریه که یکی نشسته و بقیه می‌آن باهاش حرف می‌زنن و می‌رن. و این تیکه‌ها به‌هم‌ریخته‌س. یه جایی ممکنه تکرار شه یه صحنه. ولی دست آخرم تصویر خیلی روشنی از قصه تو ذهنت شکل نمی‌گیره. یعنی خب اصن شاید با جزئیاتش تو ذهن نویسنده‌م وجود نداشته
. و... یه چیزایی بود تو متن که من نتونستن ربطشو به کل متن پیدا کنم. یعنی خلاصه بعضی تیکه‌هاش وصل نمی‌شد به هم. نمی‌دونم شاید مشکل منه.
'فردا - اگر شد - برویم منزل آقای فکرت، آنیوشکا. این روزها متصل دستخط روانه کرده. بی‌قراری می‌کند برای دیدار. مانده ماغ بکشد و کمی سر بکوبد به چهاردیواری اتاق. دستخطش شده بازار جهودها. قدری لفظِ درهمِ فرانسه، و از آن بیشتر، کلماتِ ملیح ِ پرگداز؛ جا داشت یکی دو زخمه هم می‌گذاشت میان این دستخط‌ها، از آن تار ِ کوک‌دررفته‌ی اَرنعوت. مزه‌ای دارد نشستن و برخاستن با این آقای فکرت. شوری بی‌اندازه در او هست که به هیچ کار نمی‌آید الا گذرانِ ملالِ این روزها...'

+ برچسب: محمد چرم‌شیر

+  جمعه 1387/06/01ساعت 23:57   | 

آرتور میلر (Miller, Arthur)

ترجمه‌ی عطاالله نوریان

180 صفحه

نشر قطره

چاپ چهارم، 1386

2000 تومان

عالی بود. یعنی واقعاً درخور شهرتش بود. تا جایی که من فهمیده‌م، آمریکاییا کلاً رو جزئیات خیلی کار می‌کنن و اگه حواستون نباشه نصف قضیه رو از دست می‌دین. تو داستاناشونم همین‌طوریه. یه جوری علاقه دارن که به جای این که چیزایی که می‌خوان بگن رو به شکل اتفاقات واضح و دیالوگ بیان کنن، به شکل جزئیات کوچیک تو داستان بذارن و هیچ تأکیدی هم روش نکنن تا خواننده خودش کشفشون کنه. مثلاً سلینجر... یا کارور که هیچ چی دیگه. اصولاً گاهی همه‌ی طرح داستان مبتنی بر همین جزئیاته. مثلاً تو این نمایشنامه جوراب خیلی مهمه... جدی.

چون از اول تقریباً روشنه می‌گم. داستان در مورد یه فروشنده‌ی پیره که دیگه نمی‌تونه درست کار کنه. ویزیتور به اصطلاح ما. همه‌ی زندگی‌ش خردخرد شکست خورده و حالا دیگه داره فرومی‌پاشه. مرتب به گذشته برمی‌گرده و تکه‌تکه مثل پازل همه چیزو کنار هم می‌ذاره تا آخرش تراژدی مرگش کامل می‌شه. از نظر روایتم واقعاً خیلی حساب‌شده‌س. یعنی خیلی درست و دقیق قرار داده این تکه‌های بازگشت به گذشته‌ رو...

یه مقدمه داره از یه منقد روس. الکی شلوغ پلوغ می‌کنه و درباره‌ی انحطاط بورژوازی داد سخن می‌ده... البته نمی‌شه انکار کرد که به‌شدت اجتماعیه... یعنی داستان مرگ یه مرد توی اجتماعیه که نمی‌تونه با قواعدش بازی کنه اما نمی‌خواد اینو قبول نمی‌کنه... ولی نه با اون تعابیر و تفاسیری که اون یارو گفته. بخونید متوجه می‌شید چی می‌گم.

+  چهارشنبه 1387/04/26ساعت 12:51   | 

مطالب قدیمی‌تر