ماتئی ویسنییک
ترجمهی تینوش نظمجو
64 صفحه
نشر ماهریز
چاپ هشتم، 1388
1800 تومان
خیلی خوبه. این شاید اولین نمایشنامهی غیررئالی بود که باهاش ارتباط برقرار کردم. واسه اینکه [مثل سابق تأکید میکنم] فهمیدم اصن نباید دنبال درآوردن یه معنای سرراست رئال بود ازش و باید به خود همین فضا فکر کرد. درواقع نفهمیدم... ینی بهش فک نکرده بودم. خود فضای نمایشنامه باعث شد. شاید به حاطر ترجمهی خوب...
قبلاً دست یه دوستی دیده بودم و همون درجا گرفته بودم خونده بودم. یادمه همون صفهی اول دیدم نوشته: «اشخاص: زن/ مرد» کلی حال کردم. حالا که بالأخره گرفتم یه بار دیگه خوندم، تقریباً همون حسو دارم بهش. شاید یه کم بهتر حتی. اون موقع یادمه از اینکه آخرش شبه عرفانی میشه خوشم نیومده بود. به خاطر حساسیتی بود که به انواع عرفانهای لایت و مدرن داشتم. الانم نه اینکه خوشم بیاد از این چیزا، ولی دیگه خیلی بهش فکر نمیکنم. ;)
ماتئی ویسنییک (Visniec, Matei)
ترجمهی تینوش نظمجو
64 صفحه
نشر ماهریز
چاپ سوم، ۱۳۸۶
1000 تومان
یه نمایشنامهی نسبتاً کوتاهه. نمیدونم تو چه سبکی به حساب میآد ولی به هر حال غیررئاله. قبل از این فقط «خرسهای پاندا...» رو خونده بودم ازش و اونم توی همین فضا بود. در طول نمایش اتفاق خاصی نمیافته و دیالوگا بیشتر تقلای بیحاصل شخصیتاش و قبل از پایان نمایش جز یه نکتهی محوری کی هی روش تأکید میشه، اطلاعات خاصیم کشف نمیکنن، یا نمیکنیم.
نکتهی اساسی برای کنار اومدن با این جور کتابا اینه که نباید سعی کنی یه معنی قطعی مشخص از توش دربیاری. یعنی اون طوری که با داستان یا نمایش رئال برخورد میکنی بفهمی منظورش چیه. نباید در حد یه تمثیل پایین بیاریش و همه چیزو ساده کنی: این یعنی این. باید تصور کنی این یه خوابه که شب دیدیش. چه حسی بهت دست میده؟ چی فکر میکنی؟ کل قضیه همینه. و قرار نیست متن معنیای بیشتر این داشته باشه. این یک نظر شخصیست.
- نگاهی به آثار ماتئی ویسنییک [بعدِ خوندن هر نمایشنامه قسمت مربوطو بخونید.]
