تنسی ویلیامز
(Williams, Tennessee)ترجمهی منوچهر خاکسار هرسینی
16۰ صفحه
نشر افراز
چاپ دوم، 1387
2500 تومان
علاوه بر خود نمایشنامه، یه سری مقدمه مؤخرهم داره. زندگینامهی تنسی ویلیامز و یه سری توضیح از خودش و یه نقد. درکل باید بگم چیزای مفید و بهدردبخوری از توش درمیاد. دستش درد نکنه. نمایشنامه یه راوی اولشخص داره که هر چی میبینیم خاطرات اونه. و دربارهی یه خانوادهی آمریکاییه تو دههی سی و بدبختی و فلاکت و اینها. اگر نظر مرا بخواهید... بد نبود. نمیدونم چرا بیشتر از این نمیتونم خرجش کنم. حس میکنم اون دلالتای اجتماعیای که تو اون نقد نوشته و تو مونولوگای خود تام هست، خیلی ربط مستقیمی به داستان اصلی ندارن. یعنی هیتلر و جنگ و اینا بدهن، تنهایی و عدم ارتباط و شکستم تلخه؛ ولی چی کار به هم دارن؟ الکی چسبونده به هم. این یک نظر شخصیست.
گاهی نمایشنامهنویسا یه دستورات عجیب و انتزاعیای میدن که نمیفهمم چه طور رو اجراش حساب میکنن. ببینید: 'حالت موهای لورا باز و آزاد گشته و روی شانههایش دلبری میکند. زیبایی غیرطبیعی و شکنندهی لورا بیشباهت به یک قطعه شیشهی شفاف نیست...'
