تبليغاتX
ک‍تاب‌خوانه

پریمو لوی (Levi, Primo) و دیگران
ترجمه‌ی مژده دقیقی
176 صفحه
انتشارات نیلوفر
چاپ اول، 1385
1800 تومان
بد نبود. داستان‌ها چیز مشترکی ندان که من بگم... تصور کنید که دیکنز و ژول ورن و کالوینو و مارکز تو یه کتاب جمع شن. این لیست داستان‌هاس:
خوابی دیدم/ میخائیل بولگاکف
جنگل حیوانات/ ایتالو کالوینو
طوفان/ ژول ورن
معامله‌ی پرسود/ پریمو لوی
چطور اتفاق افتاد؟/ آرتور کانن دویل [خالق شرلوک هولمز]
یکی از همین روزا/ گابریل گارسیا مارکز [اینو خونده بودم نمی‌دونم تو این بود یا این]
آخرین دیدار آقای بیمار/ جووانّی پاپینی
مردی که به من تعلق داشت/ جووانّی پاپینی
باران نم‌نم خواهد بارید/ ری بردبری
پسر ریسال/ خوزه گارسیا وییّا
کت جادویی/ دینو بوتزاتی [این مال کولومبره‌ست گمونم]
 
سوزن‌بان/ چارلز دیکنز
زنبورها/ آرتور میلر [نویسنده‌ی نمایشنامه‌ی مشهور مرگ فروشنده]
همه‌ی ما از یک مجله‌ی کوچک شروع می‌کنیم/ نورمن لوین
داستانای ژول ورن و آرتور کانن دویل و دیکنز چندان شباهتی با تصویر رایجی که ازشون داریم ندارن. از داستان آخر خوشم اومد. خیلی آمریکایی و خوب بود... «باران نم‌نم...» رو هم دوست داشتم. بد نیست در کل خوبه...

+  یکشنبه 1386/11/28ساعت 2:1   | 

بهومیل هرابال (Hrabal, Bohumil)
ترجمه‌ی پرویز دوائی
105 صفحه
کتاب روشن (انتشارات آبی)
چاپ پنجم، 1386
1500 تومان
هرابال به این ترتیب ترکیبی غریب از کارگر-روشنفکر بود که جامعه‌ی آن زمان چک پدیده‌ای استثنایی محسوب نمی‌شد (چنان که در همین کتاب حاضر در زیرزمین «فرشته‌های ساقط» با چند نمونه از آن‌ها برخورد می‌کنیم).
تازگی‌ها به مرض بدی دچار شده‌م. معمولاً بعد خوندن کتاب هیچ حس خاصی درباره‌ش ندارم. کاملاً مشخصه که کتاب بسیار خوبیه؛ با شخصیتای عجیب و غریب و روابط جذابشون... و تازه من که عاشق زوال و انحطاط و اینام باید کلی لذت ببرم از این کتاب. شاید یه‌نفس خوندن باعث می‌شه آدم خوب نتونه کتابو مزمزه کنه...
تو کتاب اشاره به نقاشی‌های معروف و کتابای فلسفی و ادبی زیاده... فکر می‌کنم اگه می‌دونستم این کتابا چین احتمالاً می‌فهمیدم که انتخابشون بی‌دلیل نیست... دیگه نمی‌دونم چی بنویسم. خواستید پست پالپ رو بخونید. دید خوبی نسبت به کتاب بهتون می‌ده. چیز خاصی به نظرم نمی‌آد بگم و بهتره که تقلای بی‌خود نکنم.
«سی و پنج سال است که دارم کاغذ باطله روی هم می‌کوبم و اگر قرار بود از نو شروع کنم، باز همین کار را در پیش می‌گرفتم. با این همه، سالی سه-چهار بار جوش می‌آورم [...] در اعماق زیرزمین من مردابی است که دارد می‌گندد و از آن حباب برمی‌خیزد، مثل حباب‌هایی که از تنه‌ی درختی در حال پوسیدن به سطح گنداب بیاید. ناچارم که گاهی به بیرون بزنم، از پرسم فرار کنم؛ ولی قصد هوای آزاد را ندارم. دیگر تحمل هوای آزاد را ندارم. هوای آزاد مثل سیگار هاوانا گلویم را می‌خراشد و به سرفه‌ام می‌اندازد.»

- این کتاب در "کتاب‌های عامه‌پسند"

+  سه شنبه 1386/11/23ساعت 18:42   | 

ماریو بارگاس یوسا (Vargas Llosa, Mario)
ترجمه‌ی احمد گلشیری
159 صفحه
انتشارات نگاه
چاپ اول، 1383
1700 تومان
کتاب خوبی بود. خیلی فرق داره با دو تای قبلی که از یوسا خوندم. کم‌حجمه، از نظر زمانی روایت ساده و خطی‌ای داره، و همون طور که از اسمش معلومه یه داستان معمایی پلیسیه... هرچند به هر حال رد نگاه اجتماعی یوسا به‌وضوح تو کتاب دیده می‌شه. تو این جورداستانا -منظورم داستاناییه که ساده روایت می‌شن- فقط و فقط قدرت قصه‌س که باید کتاب رو خوندنی کنه و بسیار کار سختی هم هست درآوردنش. اما یوسا بسیار خوب این کارو انجام داده. زاویه‌ی دیدش سوم‌شخص محدوده یعنی نویسنده اتفاقات ظاهری رو روایت می‌کنه اما وارد ذهن یکی از شخصیت‌ها -یعنی لیتوما- هم می‌شه. ترجمه‌ی خیلی روون و خوبی هم داره و... در کل توصیه شدنیه. هرچند تأثیری که «سور بز» و به‌خصوص «گفتگو در کاتدرال» می‌ذارن رو آدم قابل مقایسه با این نیست.
در آن لحظه لیتوما هرچند یکی از افشاگیری‌های دونیا لوپه را از نظر دور نمی‌داشت آن‌ها را دید. آنجا نشسته بودند، توی سایه، دست در دست، لحظه‌ای پیش از آنکه فاجعه روی دهد. جوان سرش را که از طره‌های کوتاه و سیاه پوشیده شده بود، طره‌هایی که بر شانه‌هایش فرو ریخته بود و با لب‌هایش گوش‌های او را نوازش می‌کرد و برایش می‌خواند: «دو جان که خدا در این دنیا پیوند داده، دو جان، شیفته‌ی هم، که ماییم، من و تو.»

-
این کتاب در "کتابخونه"

+ برچسب: ماریو بارگاس یوسا

+  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 20:9   |