شعرها و یادداشتهای منتشرنشده از سهراب سپهری
سهراب سپهری
بهکوشش پریدخت سپهری
۱۴۲ صفحه
چاپ هفتم (چهارم قطع خشتی)، ۱۳۸۲
انتشارات فرزان روز
۱۲۰۰ تومان
خیلی خوندنی. البته غیر از شعراش که جزو کارای سنتی دورهی جوونی سپهریان. یه تکنگاری داره خیلی شبیه فصلای «اطاق آبی». یه زندگینامه خودنوشت کوتاه و البته ناقص. بقیهش نامهها و یادداشتهای سفرشن که خیلی چیزا رو دربارهی نگاه سپهری به آدم میگن و اینم نشون میدن که اون دید و زبانی که تو شعراش هست، هیچ ادا و تکلفی توش نیست و بیان و نگاه طبیعی و واقعیشه. گذشته از این دیدن چیزایی از زندگی واقعی آدمی مثل سپهری همیشه جذابه؛ هرقدرم کوتاه.
طرحهای هوکوسای و سششو که هم امروز استاد نشانم داد، با استامپهای خودش. ببین، آن شاخهی آفتابگرفتهی پشت پنجره، از همهی اینها زندهتر است. و پاکتر و گیراتر. پنجاه سال راه بروی، و هوا بخوری و کار نسازی بهتر، تا چون استادت در فروبندی، بنشینی، و قلم بزنی. و بگیر که بلندآوازه شدی. به بهای چه از کف دادنها.
سهراب سپهری
بهکوشش پریدخت سپهری
۱۴۲ صفحه
چاپ هفتم (چهارم قطع خشتی)، ۱۳۸۲
انتشارات فرزان روز
۱۲۰۰ تومان
خیلی خوندنی. البته غیر از شعراش که جزو کارای سنتی دورهی جوونی سپهریان. یه تکنگاری داره خیلی شبیه فصلای «اطاق آبی». یه زندگینامه خودنوشت کوتاه و البته ناقص. بقیهش نامهها و یادداشتهای سفرشن که خیلی چیزا رو دربارهی نگاه سپهری به آدم میگن و اینم نشون میدن که اون دید و زبانی که تو شعراش هست، هیچ ادا و تکلفی توش نیست و بیان و نگاه طبیعی و واقعیشه. گذشته از این دیدن چیزایی از زندگی واقعی آدمی مثل سپهری همیشه جذابه؛ هرقدرم کوتاه.
طرحهای هوکوسای و سششو که هم امروز استاد نشانم داد، با استامپهای خودش. ببین، آن شاخهی آفتابگرفتهی پشت پنجره، از همهی اینها زندهتر است. و پاکتر و گیراتر. پنجاه سال راه بروی، و هوا بخوری و کار نسازی بهتر، تا چون استادت در فروبندی، بنشینی، و قلم بزنی. و بگیر که بلندآوازه شدی. به بهای چه از کف دادنها.