گابریل گارسیامارکز (Garcia Marquez, Gabriel)
ترجمهی احمد گلشیری
220 صفحه
نشر آفرینگان
چاپ سوم، 1387
2800 تومان
هوم... تقریباً مث صد سال تنهاییه حسم. یعنی خیلی لذت نبردم... ولی فک میکنم کتاب خوبی باشه، حتی خیلی خوب. اما میتونم مطمئن باشم که مارکز هیچوقت یکی از چند نویسندهی محبوب من نمیشه.
سبکش رئالیسم جادوییه و خود مارکز توی مقدمهی کوتاهی که نوشته توضیح میده که کتابو بر اساس قصهای که مادربزرگش براش گفته بوده، و در اثر دیدن یه حادثهی غیرطبیعی نوشته. مسلماً خوشخونتر از صد سال تنهاییه. در مورد ترجمه واقعاً مردّدم. چیزی که واضحه خیلی روونه، ولی در مورد لحن خیلی سخته قضاوت کردن. آدم میتونه همینطوری با تصور خودش از لحنی که باید داشته باشه رمان یه چیزی بگه، ولی واقعاً تضمینی نداره لحن در اصل مطابق تصور ما باشه. تازه واقعاً منظور از لحن چیه؟ بلندی کوتاهی جمله و انتخاب کلمه؟ اگه این باشه نصف نویسندهها حدوداً یه لحن دارن.
ارنست همینگوی (Hemingway, Ernest)
گزیده و ترجمهی احمد گلشیری
438 صفحه
انتشارات نگاه
چاپ سوم، 1387
5500 تومان
شنیده بودم که همینگوی بیرون از ایران بیشتر به خاطر داستان کوتاهاش معروفه و کاراش انقلاب بزرگی بوده تو تاریخ داستان کوتاه. از یه طرف حذف کردن نویسنده از همه چیز. اینکه چیزی راجع به قضیه نگه. راوی سومشخص عینی باشه، توصیفاش سینمایی باشه، بدون قید و صفت اضافه. و دیگه اینکه همه چیز پوشیده باشه. نویسنده به شما نگه داستان در مورد چیه، طوری که واقعاً گاهی تا آخرش برین و نفهمین موضوع چی بود. درواقع کارور که برای ما آخر این ویژگیه، زیاد از همینگوی جلوتر نرفته. فکر میکنم هر چی پیش میریم، داستان از پیام دادن به سمت تصویر دادن میره، و همینگوی نقطه عطف مهمیه.
به نظرم همینگوی خیلی آدم خویشتنداری بوده. واقعاً سخته که زندگیای به پرماجرایی زندگی همینگوی داشته داشته باشی، و داستانایی بنوبیسی که اینقدر کمحادثهن، یا اینکه حادثه اتفاق میافته، ولی نویسنده روش تأکید نمیکنه، تا بتونه موقعیتیو که پیش میآد تصویر کنه.
مقدمهی جالب مفصلیام نوشته مترجم که شرح زندگی همینگویه، با اشاره به داستانایی که ارتباط مشخصی با زندگیش داشتن.
مطلب کامل
ادوارد آلبی (Albee, Edward)
ترجمهی هوشنگ حسامی
88 صفحه
نشر تجربه
چاپ دوم، 1380
400 تومان
باید بگم خوشم اومد. همون فضای آشنای نمایشنامههای آمریکایی رو داره؛ فلاکت و کثافت که در طول نمایشنامه از لای دیالوگا کمکم میریزه بیرون. مث یوجیل اونیل و تنسی ویلیامز و آرتور میلر... قبل این از آلبی فقط «چه کسی از ویرجینیا ولف میترسد؟» رو دیده بودم. تا حدودی شبیه اونه، گرچه دیالوگای اون یه کمی به ابزورد میزنه، و دیگه اینکه اینو نمیشه فیلم کرد. یه سری قراردادا تو تئاتر مجازه، که امکانات روایی خاصی میده... که اون کار تو داستان ممکن نیست. یعنی تهوعآور از آب درمیآد.
جالبه که بیشتر اطلاعاتی که بهت میده تو پردهی دومه و اگه بیحوصله و سرسری بخونین شاید فکر کنین پردهی اول فقط کش داده قضیه رو. ولی خیلی تمهیدا تو پردهی اول درست میشه.
مطلب کامل
ماریا ایرنه فورنس (Fornes, Maria Irene)
ترجمهی بابک تبرائی
18 صفحه
انتشارات نیلا (مجموعهی کتاب کوچک)
چاپ اول، 1388
500 تومان
خیلی خوشم نیومد. یه نمایشنامهی کوتاهه که فقط یه شخصیت داره، که میآد توی کلاس و برای برای مخاطبای فرضی حرف میزنه. درباره توازن و حقیقت و انرژی و آشپزی و هر چی دلش بخواد. خیلی حقبهجانب... حرفاشم عموماً چرت و پرته و یه بارقههایی از حقیقت داره ولی اینش مهم نیس، بیشتر قراره فقط جالب باشه که بخش زیادیش هست. (به پست پروژکتور نگاه کنید.)
یه مقدمه داره از مایکل اسمیت (کی هست؟) که نوشته که دکتر خیئل در اصل انسانیت خود ماست، همان بیفایدگی خود، پیش پا افتادگی دلپذیر چیزی است که میتوانیم از آن مطمئن باشیم. به نظر منم پیامش یه چیزی در همین حدوده.
حسین بشیریه
223 صفحه
نشر نگاه معاصر
چاپ سوم، 1387
3900 تومان
کتاب خیلی خوبیه. همون طور که از اسمش پیداست، مفاهیم مربوط به دموکراسی رو برای غیر متخصصها نوشته. البته بالأخره مخاطب یه سطح معلوماتی باید داشته باشه طبیعتاً. تو فصلبندی از بحثای نظریتر مث مبانی فکری و زمنیههای تاریخی و اجتماعی دموکراسی شروع کرده، بعد میرسه به ساز و کارا و انواع حکومتای دموکراتیک. یه فصلم دربارهی انتقادا و دفاعهایی که از دموکراسی شده داره. تنها اشکالش اینه که یه جاهایی بعضی اصطلاحا و مفاهیمو خیلی قبل از اینکه توضیح بده به کار میبره و ارجاعم نمیده که به فلان فصل مراجعه کنید. ولی خب آخرش میفهمین چی شد. در کل همه چیش خوبه. نویسندهشم که به قدر کافی بنام هست. اگه علاقه دارین به این چیزا بسیار توصیه میشه.
آرتور کوپیت (Kopit, Arthur)
ترجمهی رامین ناصرنصیر و شهرام زرگر
92 صفحه
انتشارات نیلا
چاپ دوم، 1384
800 تومان
تو مقدمه نوشته این کوپیت آدمیه در ردیف تنسی ویلیامز و یوجیل اونیل و دیوید ممت. الله اعلم.
نمایشنامهی غیرمتعارفیه. نه از این جهت اتفاقای غیررئال بیفته توش، اونم کمی هست، و لی بیشتر به خاطر رعایت نکردن الگوهای مرسومه روایته. نشون دادنشون کار سختیه، ابتداییترین حالتش مثلاً نمودار زنگولهای معروفه. خیلی از این الگوها برای شخصیتپردازی، یا شروع و پایان و اوج داستان و نمایشنامه هست که قرار ضمنیه بین نویسنده و خوانندهس. واقعاً بدون اینکه هیچکدوم حواسشون باشه. ولی وقتی رعایت نمیشه، معمولاً عکسالعمل اینه که: بی سر و ته بود. چیزی که شنیدنش بعد خوندن اینم کاملاً محتمله.
اینو که بذاریم کنار، شخصیتای جالبی خلق کرده. بیشتر مامانه البته. پسره یه کم... اگه تکراری، قابل حدسه. ولی از اون گذشته کار خیلی خاص و شاخصی نبود به نظرم. یعنی اینکه موقعیت خیلی خفنی خلق کنه... یا حادثهی تکوندهندهای... یا اینکه من نگرفتم.
جان آپدایک (Updike, John)
ترجمهی مهسا خلیلی
24 صفحه
انتشارات نیلا (مجموعهی کتاب کوچک)
چاپ اول، 1386
400 تومان
غیر از اون داستان «لاتاری، چخوف...» چیزی نخونده بودم از آپدایک. اولین چیزی به ذهنم میرسه اینه که فضاهای داستاناشو خیلی قوی درست میکنه. در عین کوتاهیش به اندازه فضایی که یه رمان بلند توش گذشته باشه تو ذهن آدم میمونه.
از داستان خیلی خوشم اومد. توی اون «عناصر داستان»،یه جایی اسکولز میگه که ساختار تو داستان دو تا معنی میتونه داشته باشه. یکی «طرح»، و اون یکی «نقشه». طرح که مجموعه اتفاقاته که رابطهی علّی دارن. درواقع چیزی که میشه تعریف کرد. «نقشه» نشونههاییه که نویسنده میذاره تو داستان و ساختار داستانو محکم میکنه. با تکرارای نامحسوس، یا کنار هم گذاشتن چیزایی خاص... خلاصه میخوام بگم که داستانای موقعیت مث این، بیشتر به نقشه متکیان تا طرح. به نشونهها... ممکنه تصویری باشه که توی داستان تکرار شه. اگه لو نمیرفت، اینجا ایدهمو در مورد این میگفتم. حیفه داستان خوبیه. بخونین.
